تبلیغات اینترنتیclose
بیست و دو ( احمدرضا احمدی)
پیچک ( احمد رضا احمدی)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 20 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

بیست و دو

درختانی را از خواب بیرون می آورم
درختانی را در آگاهی کامل از روز
در چشمان تو گم می کنم
 تو که
 با همه ی فقر و سفره بی نان
 در کنارم
نشسته ای
 لبخند برلب داری
در چهر جهت اصلی
 چهار گل رازقی کاشته ای
عطر رازقی ما را درخشان
مملو از قضاوتی زودگذر به شب می سپارد
همه چیز را دیده ایم
تجربه های سنگین ما
 ما را پاداش می دهد
 که آرام گریه کنیم
مردم گریز
 نشانی خانه
خویش را گم کرده ایم
لطف بنفشه را می دانیم
اما دیگر بنفشه را هم نگاه نمی کنیم
ما نمی دانیم
شاید در کنار بنفشه
دشنه ای را به خاک سپرد باشند
باید گریست
باید خاموش و تار
به پایان هفته خیره شد
شاید باران
 ما من و تو
چتر را در یک روز بارانی
در یک مغازه که به تماشای
گلهای مصنوعی
رفته بودیم
 گم کردیم
 

احمدرضا احمدی

برچسب ها : ,

موضوع : یادگاری 3, | بازديد : 347